الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
22
كتاب النكاح ( فارسى )
اسْعِط ( چيزى از طريق بينى وارد شود ) باللبن يعنى فى الحولين فهو رضاع . « 1 » سند حديث : سند ندارد و مرسله است . دلالت حديث : روايت با صراحت مىگويد دادن شير از طريق ايجار و از طريق بينى هر دو خوب است و امروزه غذا دادن از طريق بينى مرسوم است و مشكلى ندارد ؛ ولى سابق بر اين از طريق بينى مگر چقدر مىتوانستند شير دهند . حدّ اقل شيرى كه بايد به بچّه بدهند بايد ده رضعهء كامله باشد ( كه ما پانزده رضعه را لازم مىدانيم ) ، آيا چنين چيزى ممكن است ؟ بايد در اينجا بگوييم اين قول موافق با عامّه است كه براى رضاع حدّى قائل نيستند و حدّ اقل شيرى را كه بچّه بخورد كافى مىدانند ابن رشد مىگويد : امّا مقدار المحرّم من اللبن فانّ قوما قالوا فيه بعدم التحديد « 2 » . اين روايت دعائم الاسلام در واقع موافق با مذهب عامّه است و طبق مذهب شيعه قابل قبول نيست . * الجعفريات بالسند المتقدّم عنه عليه السلام مثله . « 3 » جعفريات سند دارد ولى سند آن قابل قبول نيست و همان اشكالاتى كه روايت دعائم الاسلام داشت اين روايت هم دارد . طايفهء دوم : رواياتى كه مىگويد رضاع با شدِّ عظم و انبات لحم حاصل مىشود . * . . . عن حمّاد بن عثمان ، عن ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : يحرم من الرضاع الّا ما انبت اللحم و الدّم . « 4 » * . . . عن عبد اللَّه بن سنان قال سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول : لا يحرم من الرضاع الّا ما انبت اللحم و شدّ العظم . « 5 » * . . . عن محمّد بن مسلم ، عن ابى جعفر عليه السلام و ابى عبد اللَّه عليه السلام قال : اذا رضع الغلام من نساءٍ شتّى و كان ذلك عدّة ( ده مرتبه يا پانزده مرتبه حاصل شود ) أو نبت لحمه و دمه عليه ( به خاطر شير ) حَرُمَ عليه بناتهنّ كلهنّ عليه السلام . « 6 » كيفيّت استدلال به احاديث : معيار مكيدن پستان نيست ، بلكه معيار شدّ عظم و انبات لحم است به هرگونهاى كه باشد تفاوت ندارد و در واقع از قبيل عموم علّت است . اين استدلال را شاذ از شيعه مطرح كردهاند و عامّه هم شبيه اين استدلال را دارند . جواب : بدون شك مسئلهء انبات لحم و شدّ عظم تمام العلّة نيست و ممكن است جزء العلّة باشد چون اگر تمام العلّة بود ، نبايد حولين و وحدت فحل و . . . را شرط بدانيم ، پس غاية چيزى كه از اين روايات استفاده مىشود جزء العلة و حكمت بودن است و اين قياس مستنبط العلّة ( استنباطات ظنى ) است نه منصوص العلّة ، پس استدلال به اين روايات صحيح نيست ، و روايات ديگر كه گفته است بايد شير از پستان مكيده شود مقدّم است ، بنابراين حق با مشهور است . [ الثالث : ان تكون المرضعة حيّة ] 14 شرايط الرّضاع ( الثالث ) . . . . . 4 / 7 / 80 الثالث : ان تكون المرضعة حيّة ، فلو ماتت فى اثناء الرضاع و اكمل النصاب حال موتها و لو رضعة لم ينشر الحرمة . سومين شرط از شروط نشر حرمت بواسطه رضاع ، زنده بودن زن مرضعه در تمام شير خوردنها ( پانزده مرتبه ) است ، پس اگر بچّهاى چهارده بار در حال حيات و مرتبهء پانزدهم در حال ممات از زنى شير بخورد در اين صورت نشر حرمت نمىشود ، چون تمام العدد در حال ممات بوده است . اقوال : مسأله از نظر فقهاء شيعه اجماعى است . مرحوم نراقى مىفرمايد : الشرط الثالث أن تكون المرضعة حيّة . بالاجماع كما عن ظاهر التذكرة و الصيمرى « 7 » . صاحب رياض مىفرمايد : و يعتبر فى النشر حيوة المرضعة وفاقاً ( اجماع ) كما يظهر من التذكرة و الصيمرى « 8 » . صاحب جواهر « 9 » ، مىفرمايد : لا خلاف فيهو سپس از كشف اللثام نقل اجماع مىكند . نتيجه : مسأله اجماعى است و مخالفى هم در مسأله نيست . اكثريّت اهل سنّت زنده بودن را شرط نمىدانند ؛ ولى اقليّتى از آنها حيات را شرط مىدانند .
--> ( 1 ) مستدرك ، ج 14 ، ح 2 ، باب 5 از ابواب رضاع . ( 2 ) بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 29 . ( 3 ) مستدرك ، ج 14 ، باب 5 از ابواب رضاع . ( 4 ) ج 14 ، ح 1 ، باب 3 از ابواب رضاع . ( 5 ) ح 2 ، باب 3 از ابواب رضاع . ( 6 ) ح 3 ، باب 3 از ابواب رضاع . ( 7 ) مستند ، ج 16 ، ص 236 . ( 8 ) ج 2 ، ص 86 . ( 9 ) جواهر ، ج 29 ، ص 269 .